خرید بک لینک
این قسمت:دیداری دوباره لیو شاینی رو برد خونه ی خودش...آروم گذاشتش رو مبل و زخماشو پاک کرد و اونا رو بست...آروم بال شاینی رو باز کرد دستشو کشید روش... لیو: _(این...جای گلولس!)...قسم میخورم هرکی که این کارو کرده میکشم! میکشمش!! لیو هر طور شده بود گلوله رو از توی بال شاینی بیرون آورد و بال

برچسب: نویسنده: آبتین اکبری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:59

این قسمت:گرگ زخمی... چند ساعتی گذشت تقریبا هوا داشت روشن میشد... لیو آروم در اتاق شاینی رو زد...اما جوابی نشنید...دوباره در زد... لیو: _شاینی؟ میتونم بیام تو؟ اما بازم جوابی نشنید...در رو باز کرد و رفت داخل... به اطراف نگاه کرد...انگار پشت پرده یه سایه بود...لیو سریع پرده رو زد کنار... شاینی ا

برچسب: نویسنده: آبتین اکبری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:59

کوتاه ترین داستان ترسناک:معلم وارد کلاس شد همه مشغول کار خود بودند که ناگهان گفت: یه برگه بزارید رو میز میخوام امتحان بگیرم!کل کلاس: یه راهکار بسیار زیبا برای کسایی که سر کلاس دیر میرسن: من وقتی بالای 15 تا نظر دادین: همیشه، حداقل یکی تو کلاس هست که پشت سر معلم این کارو میکنه: از شوخی های خرکی دو

برچسب: نویسنده: آبتین اکبری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:59

صفحه بندی